العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

102

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

شما عرب نيستيد ، گفت چرا گفتم عرب على را دشمن نمىدارد ، گفتم شايد شما حوض را تكذيب مىكنى ، به خداوند سوگند اگر على را دشمن بدارى و بعد در كنار حوض او را بنگرى از عطش خواهى مرد . 20 - شخصى از حضرت صادق عليه السّلام معنى آيه شريفه « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ » را سؤال كرد امام عليه السّلام فرمود : مقصود از آنها موالى هستند . 10 بيعت و چگونگى آن 1 - ريان بن شبيب گويد : هنگامى كه مأمون اراده كرد براى خود به عنوان امير المؤمنين و براى حضرت رضا عليه السّلام به عنوان ولايتعهدى و براى فضل بن سهل به عنوان وزارت بيعت بگيرد ، دستور داد سه كرسى كنار هم قرار دادند . هنگامى كه اين سه نفر روى كرسيها قرار گرفتند دستور داد مردم بيايند و بيعت كنند مردم مىآمدند و كف دست راست خود را در كف دست آنها قرار مىدادند به طورى كه انگشت ابهام و انگشت ميانه روى دست آنها قرار مىگرفت . بعد از همه جوانى از انصار آمد و دست راست خود را از بالاى انگشت خنصر تا بالاى ابهام بالا برد و در دست امام رضا عليه السّلام گذاشت ، در اينجا حضرت رضا تبسم كردند و فرمودند : كسانى كه با ما بيعت كردند همه نيت فسخ داشتند جز اين جوان كه درست و صحيح و از روى قصد و نيت بيعت كرد . مأمون گفت : فسخ بيعت چيست ؟ امام رضا فرمودند : عقد بيعت از بالاى انگشت خنصر تا بالاى انگشت ابهام است ، و فسخ آن به عكس مىباشد ، راوى گويد مردم در اينجا با شنيدن اين سخن به گفتگو مشغول شدند و همهمه شد مأمون در اين هنگام دستور داد تا دوباره مردم به همان طريق كه امام رضا گفتند بيعت كنند .